با سلام به شما بازديد کننده محترم :

     اگر مايليد به فيزيک جهان هستی از گستره جهان بسيار کوچک ( کوانتوم و ذرات بنيادی ) گرفته تا جهان بسيار بزرگ ( اختر فيزيک ) نگاه جديدی داشته باشيد يادداشتهای اين وبلاگ را به ترتيب ( تاکيد می شود ) مطالعه فرماييد . اگر فرصت خواندن فقط يک يادداشت را داريد حتما يادداشت اول را مطالعه فرماييد .

     اين نگاه در حوزه مکانيک کلاسيک نيز به شما ديد جديدی خواهد داد .

لینک
یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   واژه ها   

انرژی تاریک - ماده تاریک - ضد ماده - ذره هیگز - میدان هیگز - انقباض و انبساط هستی - فوتون - اتر - ثابت کیهانی انیشتین - سیاهچاله - ریسمان و .......... . سرمان گیج شد از همه واژه ! چرا این همه واژه برای تحلیل هستی کافی نیست ؟ چرا فیزیک در حوزه کیهان و اختر فیزیک با خلق این همه واژه درمانده از درک کائنات است ؟ چرا به باز تعریف مفاهیم اساسی فیزیک یعنی ماده و انرژی رو نمی آورد تا مشکلاتش درمان شود ؟ دردمان را به که بگوییم ؟؟ کاش حداقل انیشتین زنده بود تا به او می گفتیم !!!!
لینک
چهارشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   استفان هاوکينگ   

     گاهي سخنان ساده ولي مهمي از زبان اشخاص مهمي زده مي شود که از فرط سادگي کمتر کسي به آنها توجه مي کند . استفان هاوکينگ را همه کساني که با فيزيک آشنا هستند مي شناسند . بزرگترين فيزيکدان معاصر و نويسنده کتاب پرفروش تاريخچه زمان و همچنين نظريه پرداز حوزه اختر فيزيک که نظرش در مورد سياهچاله ها و عدم امکان گريز نور از جاذبه آن مدت حدود سي سال اذهان را مشغول کرده بود . ( لطفا روند مرگ يک ستاره تا سياهچاله را مطالعه فرماييد ) .

     ايشان اخيرا در هنگ کنگ گفته که با روندي که انسان در پيش گرفته بايد بزودي به دنبال محلي در منظومه شمسي ديگري همانند زمين باشد . سلاحهاي هسته اي ، گرماي زمين و بازي ژنتيکي با ويروسها و باکتري ها و عوامل ناشناخته ديگري کره زمين و حيات در آن را با تهديدي سريع و جدي مواجه کرده است . اين البته يک واقعيت بسيار روشن است ولي چرا کسي به آن توجه نمي کند ؟ اگر فيزيکداني بگويد يک دنباله دار تا چند روز ديگر به زمين برخورد مي کند با همين بي تفاوتي مواجه مي شود ؟

     اگر پيش بيني آينده زمين يک تئوري باشد . پس از آن چه خواهد شد ؟ چرا با ابزار موجود نمي توان آن را پيش بيني کرد ؟ لطفا بار ديگر نگاهي به مطالب اين وبلاگ بيندازيد در يادداشت هشتم ادعاي بزرگي شده است که با باز تعريف ماده و انرژي مي توانيم پايان جهان را به ميل خود رقم بزنيم . هر چه جلوتر مي رويم به اين نگاه نزديکتر مي شويم . تئوري سي پي اچ يک گام به جلو است ........

لینک
چهارشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   پاسخ   

حميد :

سوال در مورد نور دارم آیا در ترکیب نور با ماده خواصی مثل حیات و رنگ و چیزهای دیگر خاصیت ذاتی نور هستند و به ماده تعلق می گیرند یا نه در ترکیب بروز می کنند اگر در ترکیب بروز میکنند پس از کجا می آیند چون نه در ماده هستند نه در نور ؟
با تشکر

جواب : اگر قرار باشد خواص حاصل از ترکيب در اصول اوليه باشد چه نيازی به ترکيب هست ؟ ترکيب خواصی پيدا می کند که در مبادی اوليه نيست و همين امر ترکيب را معنی دار می کند . مثلا شوری خاصيتی است که نه در سديم هست نه در کلر ولی در ترکيب اين دو ظاهر می شود يا مثلا دو نفر که قبلا هم ديگر را نمی شناسند و اين شناخت قبلی در هيچکدام از اين دو نيست پس از مواجهه نسبت به هم شناخت پيدا می کنند . اين شناخت حاصل اين مواجهه و ترکيب است با اينکه قبلا در هيچکدام از اين دو وجود نداشت . پس هميشه ترکيب خواصی بوجود می آورد که در مبادی نيست والا ترکيب لزومی نداشت .

توضيح بيشتر :

     البته خاصيت های حاصل از ترکيب خواص جديدی است که ظاهر می شود . منتها خواص ظاهر شده به مبادی ترکيب شده ارتباط مستقيم دارد . مبادی در ذات خود دارای هيچ اثر و خاصيتی نيستند و آثار فقط در ترکيب است که ظاهر می شود . نمی دانم علت قانع نشدنتان چيست . بنويسيد از چه چيزی قانع نشديد .

لینک
شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   تئوری سی پی اچ   

تئوری سی پی اچ با اشاره به ايرادات تئوری های قبلی نظر جديدی دارد . به نظر شما اشکال اين نظريه در چيست ؟

لینک
شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   يادداشت ۱۹   

     نگاه فيزيک در حوزه مکانيک کلاسيک نگاهي از کل به جزء است ( اين نگاه مديون گاليله هست ) و به همين دليل در اين حوزه فيزيک به علم تبديل شده است . ولي در حوزه هاي طبيعت بسيار کوچک و بسيار بزرگ ( کوانتوم ، اختر فيزيک و غيره ) يک نگاه از جزء به کل دارد و به همين دليل در اين حوزه ها فيزيک به علم تبديل نشده است . ما در حوزه هايي که مي توانيم به نگاه استقرايي دست پيدا کنيم  بي شک در آن حوزه به علم دست يافته ايم در غير اين صورت معلوم نيست يافته هايمان از نوع علم باشد يا خير . درست به همين دليل است که قانون دوم نيوتن ( البته در حوزه مربوط به خودش ) به تنهايي سبب اين همه پيشرفت در علم و بالطبع تکنولوژي مي شود ولي در زمينه کوانتوم و مثلا پيدايش کائنات با اين همه تئوري هاي متفاوت و متناقض و در نتيجه اين تئوري ها با اين همه تعاريف و واژه هاي جديد روبرو هستيم .

     در حيرتم چرا فيزيکدانان از گاليله درس نمي گيرند و به پشتوانه چهار تا ماشيني که تا دو قدمي ارسال کرده اند درگير تئوري سازي شده اند ؟ هنوز وقت برگشت به اين نگاه با باز تعريف ماده و انرژي نرسيده است ؟؟؟؟

لینک
چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   يادداشت - ۱۸   

 

     ما از چه زاويه اي به فيزيک نگاه مي کنيم ؟ آيا اين زاويه درست است ؟ موضوع مورد مطالعه فيزيک چيست ؟ آيا در حوزه ها ی مورد مطالعه خود داراي ديدگاههاي درستي است ؟ اگر فيزيک را علم کشف قوانين حاکم بر طبيعت بي جان بدانيم ( که البته جاي بحث دارد ! ) اين حوزه چقدر گسترش دارد ؟ آيا نگاه فيزيک در حوزه مکانيک کلاسيک ( حوزه اي که براحتي احساس مي شود ) با نگاهش در حوزه هاي جهان بسيار کوچک ( کوانتوم ) و بسيار بزرگ ( اختر فيزيک )  - حوزه هايي که براحتي احساس نمي شوند - يکسان است ؟ آيا درستي قوانين حاکم بر مکانيک کلاسيک که توسط فيزيک استخراج شده است مي تواند دليل درستي قوانين فيزيک در ديگر حوزه ها باشد ؟

     بي شک فيزيک علم پايه است و البته پايه اي ترين علم ، اگر اعتراض کنيد که رياضي اينگونه است بايد بگويم که رياضي زبان بيان علم است نه خود علم . هر کسي بخواهد صحبت کند به زباني نياز دارد و زبان بيان علم و مخصوصا فيزيک ، رياضي است . اگر فيزيک بخواهد حرف بزند چاره اي جز استفاده از زبان رياضي ندارد . فيزيک نمي تواند قوانين خود را همانگونه که ما قوانين خود را به زبان خود را بيان مي کنيم بيان کند . رياضي زبان بيان فيزيک است .

ادامه دارد .........

لینک
شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥ - سعید نوروزی نژاد

   يادداشت هفدهم   

 

     هيچ ترديدي نيست كه سرنوشت فيزيك در CERN رقم خواهد خورد . سرن يا فيزيك را به قتلگاه مي برد يا به اوج مي رساند . سرن مرز فيزيك است به دنيايي ديگر ، آيا اين جهش صورت خواهد گرفت ؟ شتابدهند ال اچ سي البته ساخته خواهد شد ، ولي اينكه بتواند راز هستي را بگشايد يا نه يك معماي بزرگ و يك رؤياي بلند پروازانه است ، پاسخ به اين سؤال البته منفي است ، نه شتابدهنده ال اچ سي و نه شتابدهنده هاي بزرگ تر و پر سرعت تر قادر به كشف اين راز نيستند ، اشكال اينجاست كه سرعت نور را راز ناگشوده خلقت مي دانند و تصور مي كنند هر چه سرعت را به سرعت نور نزديكتر كنند به حقيقت نزديكتر شده اند ، يك زنجيره اشتباه از تئوري هاي مختلف كه هر كدام براي رفع سد معبر واژه و مفهومي جديد تعريف كرده اند و اين ما را به وحدت نخواهد رساند . به وحدت تئوري ها بيشتر فكر كنيم ...........

 

لینک
دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤ - سعید نوروزی نژاد

   مقاله ای از روزنامه همشهری   

لطفا مطلب زير را در روزنامه همشهری که با بحث ما ارتباط دارد مطالعه فرماييد تا يادداشتها را ادامه دهيم :
 
 

لینک
پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤ - سعید نوروزی نژاد

   يادداشت شانزدهم   

 

ماهيت نور – ادامه

     آيا حركت مي تواند خاصيت ذاتي هر يك از مبادي آفرينش باشد يا حركت نتيجه تعلق و تركيب آن دو اصل است ؟ يعني اگر بار الكترون را از آن بگيريم آيا همزمان حركتش را هم گرفته ايم ؟ همانطور كه قبلا هم نوشتيم تمام خاصيت ها و آثار نتيجه تركيب هستند والا مبادي ( ذرات ) بنيادي بخودي خود هيچ اثر و خاصيتي مانند حركت و روشنايي و ميدان و غيره ندارند . پس آنچه ما بعنوان نور و حركت آن در طبيعت مي بينيم حركت نور نيست بلكه زمانبري تعلق نور به ماده است كه از آن تعبير به حركت نور مي كنيم . از آنجايي كه اين تعلق بعلت وضعيت ماده زمانبر است ( البته فعلا ، چون اين زمانبري قابل رفع است ) ، ما آن را با حركت نور اشتباه مي گيريم . والا نور هم مانند جاذبه ، مغناطيس و يا الكتريسيته يك ميدان است ، نه ذره .

     فيزيك ( فيزيكدانان ) كافي است به اين فكر كنند كه وقتي ما براي توجيه يك پديده جديد در حوزه هاي كوانتوم گرفته تا اخترفيزيك مجبور مي شويم تعاريف جديد ارائه كنيم يعني داريم راه غلطي را مي رويم . مثلا وقتي پديده انبساط كرات را مي بينيم براي توجيهش بايد انرژي تاريك تعريف كنيم . براي پديده ديگري بايد ماده تاريك يا مثلا ضد ماده يا اتر تعريف كنيم ، بعد مي آييم ماده اي تعريف مي كنيم كه جرم سكونش صفر باشد ، يا مثلا در حوزه اختر فيزيك سياهچاله تعريف مي كنيم كه هيچ چيز قادر به فرار از جاذبه اش نيست . اين فرضيه سي سال حكمراني مي كند و سپس نظريه پرداز آن ( هاوكينگ ) با خود مي گويد اگر چيزي قادر به فرار از سياهچاله نباشد پس ما اين اطلاعات مربوط به سياهچاله را از كجا داريم ؟ پس اطلاعات توانسته است از سياهچاله فرار كند ، اين سؤال پيش مي آيد كه اصلا سياهچاله اي در كار هست ؟ همه اين تعاريف جديد كه براي توجيه پديده هاي جديد صورت مي گيرد ما را از اصل به وحدت رساندن تئوري هاي توجيه كننده همه پديده هاي آفرينش دور مي كند در حالي كه اين امر بايد اتفاق بيفتد تا فيزيك جهش پيدا كند .

     ببينيد ما وقتي ستاره اي را در فاصله چند ميليون سال نوري مشاهد ميكنيم ، براستي چه چيزي را مشاهد مي كنيم ؟ واقعيت اين است كه داريم چند ميليون سال قبل آن ستاره را مشاهده مي كنيم ، نه وضع فعلي آن را ، يعني ممكن است آن ستاره اكنون مرده باشد . با اين حساب از روي زمين هيچ وقت قادر به ترسيم وضعيت فعلي آفرينش نيستيم . پس مسائلي همچون انبساط يا انقباض آفرينش و يا ثابت كيهاني انيشتين زير علامت سؤال بزرگي قرار دارند . واقعيت اين است كه اصلا اينها نيست ، كائنات به گونه اي ديگر كنار هم چيده شده اند . اين قصه سر دراز دارد ......

ادامه دارد .......

 

لینک
دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٤ - سعید نوروزی نژاد